شروع به یادگیری برنامه نویسی قبل از کنکور ؟

وقتی برای اولین بار یه
کامپیوتررو از نزدیک دیدم خیلی واسم عجیب بود چرا ؟! چون یه صفحه ی سیاه با کلی کلید روبه روم بود .
تلوزیون با اون همه جذابیتش اون تعداد دکمه داشت ولی این کامپیوتر با این همه کلید ؟! اصلا با این همه کلید میشه چیکار کرد ؟ چیکار می خواد بکنه ؟ وقتی بابام از سرکار برگشت ازش طرز استفاده از کامپیوتر پرسیدم و اونم واسم توضیح داد . گفت که چجور روشن میشه ، این همه دکمه واسه چیه ، اون موش ماننده که ازش یه سیم در اومده و رفته داخل این جعبه ی سیاهه واسه چیه ، این جعبه سیاهه چیه و کلی چیز دیگه یادم دادم ، منم از اون موقع عاشقکامپیوتر شدم .
نمیدونم چرا عاشقش شدم . هر روز الکی هم شده بود ، می رفتم و دکمه ی روشنش رو میزدم و به صفحه ی مانیتور کامپیوتر خیره میشدم ، انگار که یه انسان اولیه برای اولین بار آتش رو کشف کرده باشه :mrgreen:. آروم آروم کار کردن با کامپیوتر رو یاد گرفتم ، هم بابام یادم داد و هم یه کتاب گرفته بودم از کتابخونه ی محله مون از رو اون هم یاد می گرفتم . دوست داشتم
رابطه عاشقانهی ، بین خودم و کامپیوتر قوی تر کنم بخاطر همین رفتم یاد بگیرم که چجور میشه واسه کامپیوتر برنامه ساخت .
اونجا بود که با برنامه نویسی آشنا شدم . یک دنیای بی پایان ، یک جهان متفاوت
.
اون موقع 15 سالم بود که شروع به یادگیری برنامه نویسی کردم . زبان های برنامه نویسی که واسه یادگیری انتخاب کردم اشتباه بودند چون هیچ آگاهی نداشتم تو این عالم بی انتها و
غرق در این عالم شده بودم. همین طور گذشت ، ولی من تلاشم را میکردم تا برنامه نویسی را یاد بگیرم و با زبان های برنامه نویسی بیشتری آشنا بشم ولی یه مشکلی پیش اومده بود واسم و من به
دو راهی سختیرسیده بودم . دو راهی
برنامه نویسی یا کنکور؟؟ یا باید برنامه نویسی رو انتخاب می کردم یا کنکور . البته در کنار کنکور می تونستم برنامه نویسی کنم ، اونم روزی 1 ساعت ولی در کنار برنامه نویسی روزی 1 ساعت واسه کنکور خونده فایده ای نداشت .
از این جا به بعد آدما به سه دسته تقسیم میشند :
- می خوان برنامه نویسی رو ادامه بدن و کنکور رو بکل فراموش کنند .
- می خوان فقط واسه کنکور بخونند و برنامه نویسی رو برای یه مدت می بوسند و می زارن کنار .
- هم می خوان برنامه نویسی کنند هم می خوان واسه کنکور بخونند .
دسته 1 :
این دسته از آدما چون
بدون برنامه نویسی کردند زنده نمی مونندانتخاب می کنند که به برنامه نویسی کردنشون
ادامه بدند و کلا بیخیال درس و دانشگاه می شن و خودشون برنامه نویسی رو یاد می گیرند .
دسته 2 :
اونایی که می خوان برنامه نویسی رو کلا بزارند کنار و
بچسبند به درس و به فکر یه دانشگاه خوب هستند . من با این دسته از آدما هم کاری ندارم چون انتخاب خودشون رو کردند و می خواهند بعد کنکور به برنامه نویسی شون ادامه بدند .و می رسیم دسته 3 کسانی که هم آش رو می خواند و هم جاشو .
دسته 3 :
من هم از این دسته آدما بودم چون هم کشته مرده ی برنامه نویسی بودم و اگه روزی
چند خط کد نمی زدم شبم روز نمی شدم و خوابم نمی برد و از طرفی دیگر به فکر دانشگاه خوب بودم
تا بتونم برنامه نویسی رو تخصصی تر یاد بگیرم .
برنامه نداشته باشی تو این مسیر باختی :cry: :cry: !!!
تو این مسیر شما باید خیلی برنامه ریزی شده پیش برید چون هم قراره واسه کنکور بخونید و هم برنامه نویسی کنید .
حتما حتما برنامه ریزی شده برید جلو جون می تونید از زمانتون بهترین استفاده رو داشته باشید و زمان کم نیارید برای
انجام دادن بقیه کارهاتون. بر فرضاگه شما روزی 5 ساعت واسه کنکور بخونید ، 2 ساعت برنامه نویسی کنید ، 7 ساعت برید مدرسه و 7 ساعت بخوابید میشه 21 ساعت و شما دیگه وقت آن چنانی واسه انجام دادن کار های غیر ضروری ندارید . و شما باید کار های غیر ضروریتون رو بزارید واسه روز هایی که مدرسه نمی رید مثل پنجشنبه و جمعه .
من اینجا توصیه هایی واسه کنکور ندارم
و فقط چیز هایی رو می خوام به شما بگم که بتونید راحت تر هم درس بخونید هم برنامه نویسی کنید .
همراه درس خوندن واسه کنکور ، یاد گرفتن برنامه نویسی و برنامه نویسی کردن واقعا کار سختیه خودم این تجربه رو داشتم که دارم می گم ،
ولی همیشه مسیر پایانش قشنگه.
امکانش خیلی بالاست که شما در طول این مسیر از برنامه نویسی یا درس خوندن خسته بشید و شاید هم ممکنه کُلا از برنامه نویسی و کنکور متنفر بشید ولی این رو در ذهنتون داشته باشید که این مسیر زیاد طولانی نیست و بعد یک یا دو یا حتی سه سال تموم میشه و این مسیر برای همیشه نیست . شاید بخواید از برنامه نویسی درآمد هم داشته باشید کنار درس خوندن واسه کنکور ولی باید کاری کنید که زیاد ذهنتون رو درگیر نکنه مثل فروش قالب سایت ، تولید محتوا یا تولید فیلم های آموزشی .
وقتی این مسیر رو انتخاب می کنید خیلی سختی ها به مبارزه با شما قراره بیان ولی هیچ موفقیتی نیست که بدون تلاش کردن باشه و امکان نداره شما در طول هر مسیر با سختی های راه مواجه نشید . همیشه وقتی از ادامه دادن خسته میشید به این فکر کنید هم دانشگاه خوب درانتظارتون هست و هم با کوله باری از تخصص برنامه نویسی وارد دانشگاه میشید .
من این تجربه رو داشتم که با روزی 6 ساعت خوابیدن و کنکور خوندم و هم برنامه نویسی کردم
و درآخر به دانشگاه خوبی رسیدم . این مسیر یکی از سخت ترین مسیر هایی خواه بود
که شم تو طول زندگیتون قراره انتخاب کنید . از وقتی که وارد دبیرستان یا همون دوره ی متوسط دوم
میشید ، ثانیه ها ارزششون بیشتر میشه چون هرکی تو این مسیر برندست که
بتونه بهتر از بقیه زمانش رو مدیریت کنه
.
موفق باشید ;-) :-Dمقالات مرتبط
نظرات
اولین نفری باش که برای این مقاله نظر میدی.